به‌روز شده در: ۰۳ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۵۱
کد خبر: ۴۱۷۰۰۴
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۱
«در سال 92 شاهد تفرقه در اردوگاه اصولگرایی بودیم و رقیب با مستمسک قراردادن اوضاع ملتهب اقتصادی که در سال 91 بوجود آمد و وعده بهبود شرایط توانست نتیجه را به نفع خود رقم بزند. درخصوص انتخابات سال ۹۶ هم شایان ذکراست که در ایران و جهان مرسوم است دولت مستقر دردور دوم هم غالبا می تواند با طرح این موضوع که در نیمه راه است اکثریت آرا را جلب کند . علاوه بر آن دولت مستقر در 96 همه توان خود را بکار گرفت و به مدد رسانه های داخل و خارج چهره ای خشن و افراطی از رقیب ارائه کرد که خواهان جنگ و ناامنی و محدود کردن آزادی ها و بدتر شدن اوضاع اقتصادی است و در مناظره ها و سخنرانی ها در مواردی خطوط قرمز نظام و مرزهای اخلاقی به فراموشی سپرده شد و شد انچه که شد!»
این صحبت ها را محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم درباب آسیب شناسی کارزار انتخاباتی اصولگرایان در چند سال اخیر می گوید.
 
به گزارش نامه نیوز، چند سالی است که جریان اصولگرایی در سطح کلان امور اداری کشور و بدنه اجتماعی دچار ضعف و شکست شده است. سند این پاخوردگی، نتایج چند انتخابات اخیر است. حذف اصولگرایان از گردونه رقابت های سیاسی نشان دهنده فقدان تحلیل درست آنها از دلایل و عوامل شکستشان بوده است این بی توجهی سران و بزرگان اصولگرا در توجه به بررسی شرایط و زمینه های طرد شدگی آنها از صحنه سیاسی احتمالا باعث تکرار نتیجه در رقابت های انتخاباتی آینده هم خواهد شد.
 
در مصاحبه ای با نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت رئیسه جمنا، سید محمد حسینی؛ به بررسی ابعادی از ناکامی های اخیر اردوگاه اصولگراها پرداختیم.
 
مشروح کامل گفت‌وگو با سید محمد حسینی را در ادامه بخوانید:
 
* شما به عنوان یکی از نیروهای سیاسی موسوم به اصول گرایی در ایران شناخته می شوید. پایه ها و اصول بنیادین این طیف سیاسی از نظر شما چیست؟
 
تقسیم بندی فعالان سیاسی به اصولگرا و اصلاح طلب مدتی است که محل بحث و تشکیک است،بسیاری از همفکران ما ترجیح می دهند خود را در جبهه انقلاب تعریف کنند و همه عناصر متدین، معتقد و دلسوز راکه وفادار به اصول و مبانی اسلام-انقلاب و پای بند به آرمان ها و اندیشه های امام راحل و رهبر معظم انقلاب هستند در این طیف می دانند. اصولگرای واقعی و انقلابی کسانی هستند که اعتقاد و التزام به اصل مترقی ولایت فقیه دارند و پیشرفت کشور را در گرو فصل الخطاب بودن فرامین رهبری می دانند. خدمت صادقانه به مردم و ترجیح منافع ملی و مصالح نظام بر منافع شخصی و داشتن روحیه فداکاری و گذشت از دیگر معیارهاست. یک ویژگی دیگر مرزبندی روشن با بدخواهان و معاندان مردم و نظام اسلامی و در راس آنها دولتمردان مستکبر امریکایی و دنباله ها و امتداد انها در داخل کشور است. شاید بهترین توصیف را شهید والا مقام دکتر بهشتی بیان کرد که ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت، البته بر این باور نیستیم که همه مدعیان اصولگرایی مصداق این کلام هستند ولی کم نیستند نیروهای مومنی که با همان روحیه سال 57 در هر فرصت و موقعیتی در خدمت مردم و انقلاب هستند و بر شعارها و اهداف اولیه انقلاب چون استقلال، آزادی، عدالت، ظلم ستیزی،دفاع از مظلومان و حمایت از محرومان، پیشرفت کشور و رفاه مردم تاکید می ورزند.
 
* مرزبندی مشخص را جزو ویژگی های اصولگرایی می دانید؟ چه گروه هایی را دنباله و امتداد بدخواهان در داخل می دانید؟ از نظر شما جناح مقابل در این زمینه مرز خود را با دشمنان ایران مشخص نکرده است؟
 
منظور برخی از اصلاح طلبان افراطی است مانند مشارکتی ها که سابقه ساختار شکنی و رویارویی آنها با نظام را در مجلس ششم فراموش نکرده ایم. این طیف از فتنه 88 حاضر نشدند علیه گروه های ضد انقلاب خارج از کشور که خود را جنبش سبز می دانستند موضع گیری و راه خود را جدا کنند. وظیفه الهی و عقل سلیم حکم می کرد که مرزبندی خود را با معاندان چون انجمن پادشاهی و دیگر سلطنت طلبان، منافقین خلق، جنبش باصطلاح خلقی تروریست معروف عبدالمالک ریگی و نیز ارتجاع عرب، قدرتهای ظالم اروپایی و امریکایی شفاف بیان کنند. بعضی از معاندان در خارج از کشور از این منازعات و اردوکشی های خیابانی به وجد آمده بودند و روزشماری می کردند که نظام اسلامی دچار فروپاشی شود و برخی عوامل آنها در داخل علیه نظام و ولایت فقیه شعار می دادند و به ساحت نورانی سیدالشهدا و نیز امام راحل جسارت کردند ولی متاسفانه سیاسیون افراطی در داخل نه تنها محکوم نکردند بلکه با سکوت خود و یا خداجو خواندن آنها با این جماعت همراهی کردند.
 
نمونه دیگر اقدامات جنایتکارانه غربی در حمایت از آل سعود و کشتار مردم بی گناه در یمن، عراق، سوریه و دیگر مناطق است و یا حمایتی که از منافقین در اروپا بویژه فرانسه صورت می گیرد و همچنین نقض برجام و ارائه تحریم که علیخ ملت ایران ضصورت گرفته است، درهمه این موارد منتظر واکنش جریانات سیاسی درون نظام هستیم ولی با تعجب عمده فعالیت عده ای را در این مدت بزک کردن چهره شیطانی امریکا و توجیه اقدامات غربی دیدیم لذا مرزبندی با بدخواهان را معیاری برای انقلابی بودن در نظر می گیریم.
 
* در حال حاضر رهبران اصلی طیف اصول گرایی چه کسانی هستند؟ آیا می توان این جریان را به یک حزب سیاسی ساختار مند تبدیل کرد؟ به نظر می رسد که تلاشهایی مانند جمنا در همین راستا باشد.
 
به نظر می رسد که بیش از نقش آفرینی افراد شاخص، این گروه ها و جریانات سیاسی هستند که صحنه آرایی سیاسی را بعهده دارند. در حال حاضر تشکل هایی چون؛ جامعه روحانیت مبارز، حزب موتلفه، جامعه اسلامی مهندسین، جبهه پایداری، ایثارگران، یکتا، کانون دانشگاهیان ایران اسلامی، رهپویان و تشکل های اقشاری مانند دانشجویان درعرصه سیاسی مشارکت نسبی دارند و البته از سال گذشته جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی توانست با تلاش چندماهه یک وفاق حداکثری بین غالب نیروها و جریانات ارزشی بوجود آورد. در عین حال نقش بزرگانی مثل آیت الله موحدی کرمانی،آیت الله یزدی، و آیت الله مصباح و دیگر چهره های تاثیرگذار را نمی توان نادیده گرفت.
 
در مورد تاسیس یک حزب سراسری و فراگیر هر از چندی بحث هایی مطرح می شود و بعضی شخصیت ها تمایل خود را برای اقدام، ابراز می دارند ولی چون این مهم، الزامات، امکانات و شرایط فراوانی را می طلبد این آرزو و ایده رنگ واقعیت به خود نمی گیرد. اقدام جبهه مردمی نیروهای انقلاب را نمی توان تلاش در قالب یک حزب سیاسی تفسیر کرد. همانطور که از نام این مجموعه برمی آید یک جنبش فراگیر، گسترده وجبهه ای است که می تواند بین احزاب، تشکل ها و نیروهای فعال سیاسی معتقد به انقلاب و رهبری هماهنگی و انسجام بوجود آورد و به ویژه در مقاطع حساس چون انتخابات، پراکندگی و تفرقه را به همگرایی و هم افزایی مبدل سازد.
 
*موانع برای تشکیل حزب قدرتمند در بین اصولگرایان و یا دیگر گروه های سیاسی کشور چیست؟
 
برای تشکیل یک حزب قدرتمند فراگیر قبل از هرچیز لازم است یک چهره کاریزماتیک و مورد وثوق مانند شهید بهشتی در راس آن باشد تا بتواند مجموعه ی متنوعی از شخصیت ها و طیف های سیاسی با سلائق گوناگون را گرد هم آورد و از همه ظرفیت ها استفاده کند و با درایت و مدیریت مقتدارنه بتواند در اختلاف نظرها و مناقشات حرف آخر را بزند و در شرایط دشوار اتخاذ تصمیم نماید و سپس عملیاتی و اجرایی سازد لازمه دیگر حزب قدرتمند بنیه و توان مالی بالاست که در حال حاضر فرد یا گروهی که از این امکان برخوردار باشند، سراغ نداریم. و در کل برخی افراد موثر چندان اعتقادی به کار حزبی یا سبک غربی ندارند اما در قالب جبهه حاضر به همکاری هستند.
 
*با توجه به شکست های جبهه اصول گرایی در انتخابات ریاست جمهوری 92 و 96 و کاهش کرسی های مجلس آنها در انتخابات سال 94 دلایل این شکست ها و عدم اقبال عمومی مردم به این طیف سیاسی را در چه وقایعی می بینید؟
 
در خصوص چرایی نتایج انتخابات آسیب شناسی مفصلی صورت گرفته و مجموعه ای از عوامل و دلایل تاثیرگذار استخراج شده است که بیان آنها در این مختصر نمی گنجد. به طور ایجاز می توان به بعضی ازآنها اشاره کرد. در سال 92 شاهد تفرقه در اردوگاه اصولگرایی بودیم و رقیب با مستمسک قراردادن اوضاع ملتهب اقتصادی که در سال 91 بوجود آمد و وعده بهبود شرایط توانست نتیجه را به نفع خود رقم بزند. درخصوص انتخابات سال ۹۶ هم شایان ذکراست که در ایران و جهان مرسوم است دولت مستقر دردور دوم هم غالبا می تواند با طرح این موضوع که در نیمه راه است اکثریت آرا را جلب کند . علاوه بر آن دولت مستقر در 96 همه توان خود را بکار گرفت و به مدد رسانه های داخل و خارج چهره ای خشن و افراطی از رقیب ارائه کرد که خواهان جنگ و ناامنی و محدود کردن آزادی ها و بدتر شدن اوضاع اقتصادی است و در مناظره ها و سخنرانی ها در مواردی خطوط قرمز نظام و مرزهای اخلاقی به فراموشی سپرده شد و شد انچه که دیدید!
 
البته پاره ای ضعف ها در جبهه اصولگرایان مزید بر علت شد مانند؛ نداشتن ارتباط وثیق با توده های مردم، عدم ارائه برنامه های اجرایی متقاعد کننده، کم کاری چهره های شناخته شده، ضعف کاندیداها در مناظره ها و ناتوانی در معرفی ابعاد شخصیت کاندیدای نهایی به گونه ای که در یک نظر سنجی یک ماه بعد از انتخابات 10درصد مردم هنوز آقای رئیسی را نمی شناسند!
 
*تشکل جمنا چطور، به نظر در انتخابات 96 شکست خورد و حتی لیست موسوم به خدمت برای شورای شهر آنها نیز نتوانست موفقیتی در کارنامه خود به ثبت برساند. به طور مشخص، دلایل شکست جمنا چه بود؟ برنامه های آتی آنها برای فعالیت های سیاسی و انتخابات های آینده چیست؟
 
از زمان اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی تا روز برگزاری انتخابات در 29 اردیبهشت فرصت زمان محدودی وجود داشت یعنی حدود 5 ماه، که مجموعه اقدامات سبب شود از 21 کاندیدا به گزینه واحد برسیم و برای اولین بار در دور دوم انتخابات کاندیدای جبهه واجد 16 میلیون رای شد که در نوع خود یک توفیق به حساب می اید. صرف نظر از این مسئله، برخی از اصولگرایان از اغاز حسن ظنی به این حرکت نداشتند و تصور می کردند جبهه تشکیل شده تا به لطایف الحیل به کاندیداتوری اقای قالیباف برسد و دیگران را وادار به همراهی و تبعیت کند لذا با شک و تردید نظاره گر فعالیت های جبهه مردمی بودند و حتی در هفته پایانی تبلیغات انتخابات که گزینه نهایی غیر از اقای قالیباف شد همچنان فاصله خود را حفظ کردند. در بعضی از استان ها و شهرستانها نیز جبهه مردمی فرصت نیافت که همه فعالان متدین و ولایی را با خود همراه سازد و چه بسا برخی مسئولان از جاذبه و جامعیت کافی برای جلب حداکثری برخوردار نبودند.
 
در حال حاضر جبهه مردمی نیازمند نوسازی و تقویت و گسترش کمی و ارتقا کیفی فعالیت هاست تا بتواندبا برنامه ریزی، انسجام و بهره گیری از همه ظرفیت ها و نیروها در سپهر سیاسی کشور نقش تعیین کننده ای ایفا کند.
 
*آینده اصول گرایی را چگونه می توان تصور کرد؟ برنامه ها و مشی سیاسی اصول گراها به نظر شما نیاز به چه تغییراتی دارد تا بتواند در میان مردم و برای انتخابات آینده با اقبال مجدد روبرو شود؟
 
بدون شک با فروکش کردن هیجانات و گرد و غبار ناشی از انتخابات و گذشت زمان، پاره ای از حقایق بر مردم اشکار خواهد شد. البته تلاش حساب شده و مداوم اصولگرایان در تعیین دیدگاه ها و مواضع خود و پاسخ به موقع و منطقی به شبهات و تخریب ها در جلب اعتماد مردم می تواند موثر باشد. مسلما در فضای آرام و بدور از دو قطبی های موهوم و جعلی، اقشار مختلف جامعه ارزیابی دقیقتری از جریانات سیاسی کشور خواهند داشت و متوجه جنگ روانی، سیاه نمایی و سیاسی کاری ها که جنبه ابزاری برای پیروزی در انتخابات داشت، خواهند شد.
 
اگر نیروهایی ولایی بتوانند با گسترش ارتباطات مردمی و روشنگری و استفاده درست از تریبون ها و رسانه هایی که در اختیار دارند به اکثریت مردم ثابت کنند که در پی جنگ افروزی و تقابل با دنیا نیستند و با روی کار امدن انها وضع معیشتی مردم بدتر نمی شود و آزادی ها مصرح در قانون اساسی محدود نخواهند شد بلکه کاستی ها کاهش خواهد یافت، طبیعی است که نه تنها 16 میلیون رای دهنده به اقای رئیسی بلکه میلیونها نفری که دچار بدبینی و نیز جمعی که مرعوب شدند بتدریج از جریان اصیل و معتقد انقلاب حمایت خواهند کرد. بهرحال بازنگری در برخی از روش ها و نیز جوانگرایی لازمه این تحول است که با تلنگر نتیجه انتخابات خواه ناخواه شاهد این تغییرات خواهیم بود.
 
*گفتید اصولگرایان اثبات کنند به دنبال محدود کردن ازادی های قید شده در قانون اساسی و جنگ افزاری یا رعب و وحشت نیستند، پس به نوعی شما هم معتقدید که رفتار و عملکرد این جناح تا حدی این تعبیر و تفسیر را در بین مردم بوجود آورده است. مشخص تر و بصورت مصداقی می توانید بگویید چه اقداماتی برای جلب اعتماد مردم از سوی شما ضرورت دارد و یا چه کارهایی در گذشته اشتباه بوده که باعث این هراس در بین طیف بسیاری از مردم شده است؟
 
ممکن است در پاره ای موارد اقدامات نامناسب و یا اظهار نظر افراد خاص به حساب کل جریان اصولگرایان نوشته شده باشد که در این خصوص بایستی سازوکاری در نظر گرفته شود و در جامعه روشنگری شود که مثلا موضع گیری فرد یا گروهی خاص درباره هنر و موسیقی موضع جریان اصولگرایی نیست . اما بهرحال معتقدم موثرتر از این مسئله جنگ روانی و تلاش همه جانبه و رسانه ای رقیب بوده است. که خود را رفشته و دلبر اصولگرایان را هیولا جلوه داده است. اما برخی سیاسیون معتقدند هدف وسیله را توجیه می کند و حاضرند از هر ابزاری هر چند نامشروع بهره برداری کنند تا رقیب را منفور و از صحنه خارج کنند و خود به قدرت برسند راه مقابله با این تخریب و آدرس غلط دادن ها، ارتباط گسترده با اقشار مختلف جامعه برای تبیین دیدگاه ها و نیز عملکرد گذشته و برنامه های آینده و پاسخ به شبهات و القاءات است. اشکال کار تاکنون این بوده که فعالیت های روشنگرانه و تبلیغی و تحلیلی اصولگرایان معمولا به اجتماعات نیروهای متدین و حزب اللهی محدود شده است و با گروه های موسوم به خاکستری کمتر تعامل صورت گرفته است مسلم این گونه نقیصه ها باید برطرف شود و این امر میسر نیست مگر با میدان دادن به جوانان خوش فکر، با انگیزه، و پرنشاط که در شهر رویش های مبارک انقلاب هستند و با زبان نسل نو آشنا هستند و درک بهتری از عصر ارتباطات و سرعت تحولات و اقتضائات آن دارند.
 
*اخیرا موضوعی با محوریت تشکیل دولت در سایه از سوی طیف اصولگرایی در رسانه ها بررسی می شود. منظور دقیق آنها از تشکیل دولت در سایه چیست و چه اهدافی را دنبال می کنند؟ چرا تشکیل دولت در سایه در زمانی که اصول گراها قدرت سیاسی دولت، مجلس و شوراها را داشتند مطرح نشد؟ آیا حق تشکیل دولت در سایه در آینده برای طیف اصلاح طلب هم محفوظ خواهد بود؟
 
دولت در سایه یک مفهوم جهانی است که در حکومتهای(به ظاهر) مبتنی بر دموکراسی و رای مردم مطرح می شود . مثلا در امریکا وقتی جمهوری خواهان در قدرت اند حزب دموکرات نقش دولت در سایه را بازی می کند و برعکس، در ایران هم عملا این رویه وجود داشته هرچند اسم و عنوان دولت در سایه مطرح نمی شد.برای نمونه بنیاد باران که از سوی اصلاح طلبان شکل گرفت تا حدودی برای انجام این وظیفه بود. با فرصت ها، امکانات و رسانه هایی که این طیف سیاسی داشتند بعد از دولت نهم و دهم توانستند به موقعیتی برسند که شاید خودشان هم باور نمی کردند.
 
در حال حاضر هم اگر رقبای دولت با تابلو مشخص به رصد تحولات بپردازند، دیدگاه ها و نقدها و نیز راهکارهای خود را برای برون رفت از چالش ها و مشکلات مطرح کنند به نفع دولت است و علی القاعده باید استقبال کند و خود این نظارت موجب خواهد شد که دولت ماموریت ها و ظایف خود را بهتر انجام دهد چون می داند کم کاری و اعوجاج سبب میدان دادن به رقیب خواهد شد. بنابراین در مجموع این ایده به نفع کشور خواهد بود و مدیران ارشد بایستی از سعه صدر لازم در این خصوص برخوردار باشند و بجای انگ زدن و متهم کردن رقبا به کارشکنی و طرح ادعای چوب لای چرخ دولت گذاشتن، خود را موظف به پاسخگویی بدانند و انتقاد منصفانه را یک موهبت قلمداد کنند که رشد و توسعه کشور را به دنبال خواهد داشت. بهرحال اگر در دور اینده منتقدان دولت هم در مسئولیت قرار گرفتند بایستی امادگی مواجهه با رقیب فعال درحوزه های مختلف راداشته باشد.
 
*یکی از پست های مهم سیاسی شما در یک دهه اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دهم بوده است. بعد از وقایع سال 88 و مخصوصا در دولت یازدهم طیف سیاسی وابسته به دولت آقای احمدی نژاد از سوی اصلاح طلبان به شدت نقد شد و از سوی دیگر اصول گراها نیز از احمدی نژاد اعلان برائت کردند. نظر شخصی شما در خصوص دولت دهم و سیاست های آن دوران چیست؟ آیا می توان در کنار دو جریان اصلاح طلب و اصول گرایی جریان سومی به رهبری احمدی نژاد را نیز در ساحت سیاسی ایران امروز به رسمیت شناخت؟
 
در مجموع دولت نهم و دهم رابخاطر انجام خدمات گسترده به کشور وداشتن روحیه پرکاری و انقلابی موفق تر از دیگردولت‌ها می دانم. در دولت نهم که در وزارت علوم معاون وزیر و بعد قائم مقام وزیر و رئیس دانشگاه پیام نور بودم به حجم اقدامات سخت افزاری و نرم افزاری و توسعه علمی و فناوری کشور در این دوره کاملا اشراف دارم. مورد به مورد و دانشگاه به دانشگاه می توان با عملکرد دولت یازدهم مقایسه کرد. همچنین در مسئولیت وزارت ارشاد دولت دهم حاضر به بحث و مناظره با دو وزیر دولت یازدهم هستم. بهرحال کارنامه بنده ودیگر وزرای دولت دهم مشخص است و فضا سازی های کاذب و تخریب ها نمی تواند واقعیت های عینی و ملموس را تغییر دهد. البته بر این باور نیستم که بهتر از این نمی شد کارکرد حتما ضعف هایی وجود داشته است و یا حاشیه های مضری را که در اواخر دولت دهم ایجاد شد منکرنیستم. البته هم مخالفان دولت در دامن زدن به انها نقش داشتند و هم حلقه خاص پیرامون رئیس جمهورزمینه ها وبهانه ها رامهیا می ساختند.
 
به نظر می رسد که دو جریان اصلی کشور همان دو جریانی است که از اول انقلاب به عنوان چپ و راست معروف بودند هرچند که جریان چپ دچار تجدید نظر طلبی شد و از افکار شبه سوسیالیستی در اقتصاد و ضد امریکایی و ضد سرمایه داری به جریان طرفدار اقتصاد بازار آزاد و تمایل به غرب با مشی لیبرالی تغییر مسیر داد و یا برخی سردمداران راست گرایی به آغوش رقبای خود در غلطیدند و دچار استحاله شدند اما کماکان همان دو طیف اصلی نقش آفرین صحنه سیاسی کشور هستند.
 
*صحبت از اتفاقات سال 88 شد. بعد از گذشت 8 سال در انتخابات سال 96 شاهد بودیم که مردم خواستار آزادی و رفع حصر رهبران اعتراضات آن سال شدند و به وضوح از دولت دوازدهم بارها خواسته شد که موضوع رفع حصر را در دستور کار خود قرار دهد. نظر شما در خصوص حصر و نحوه برخورد حاکمیت با آنها چیست؟
 
بله در بعضی اجتماعات این شعارها مطرح می شد و در اینده هم در تجمعات اصلاح طلبی یکی از شعارها موضوع رفع حصر خواهد بود ولی آنطور که می گویید انگار این قضیه مسئله اصلی همه مردم است در حالیکه بررسی های میدانی و نظر سنجی ها، مشکلات، مطالبات و اولویت های مردم را چیزهایی دیگر نشان می دهد. امروزه معضلاتی چون بیکاری، رکود و ناهنجاری های اجتماعی در داخل کشور و تحریم ها بیش از هرچیز دغدغه مردم است . البته سیاسیون همیشه نگرانی ها و گرفتاری های مردم برایشان اهمیت ندارد. بهرحال بعد از غائله سال 88 و فتنه ای که به حیثیت و اعتبار جهانی ایران عزیز لطمه فراوانی وارد کرد و مقدمه ای برای تحریم های بی سابقه و اجماع قدرت های ظالمانه علیه مردم ایران شد طبیعی بود که با سردمداران و عاملان اصلی این آشوب ها برخورد شود امری که در همه دنیا رایج است یک نمونه ان برخورد دولت ترکیه با هزاران نفر از مخالفان خود در شبه کودتای سال گذشته بود. البته در جمهوری اسلامی اساس بر رافت و مداراست و بارها اعلام شده که آقای رئیس جمهور بعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی می تواند در این مسئله ورود کند و اگر به صلاح می داند به قوه قضائیه ارجاع دهد تا محاکمه انجام و مجازات تعیین شود . بنابراین روال قانونی مبهم نیست و فشارهای سیاسی و شعارهای هیجانی نمی توان به این موضوع فیصله داد بلکه بهتر است همگی خواهان اجرای قانون باشند.
 
*شما معتقدید که با اجرای قانون تنش ها کمتر می شود. بنابراین اگر قوه قضائیه و دادگاه محاکمه آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد را بصورت علنی برگزار کند رسما بصورت قانونی به این جریان خاتمه داده می شود. آیا نسبت به حکم محاکمه فرضیه ای دارید؟ منظور شما این است که عمدی در ورود یا عدم ورود دکتر روحلنی به مساله رفع حصر وجود دارد؟
 
بر این باورم که شورای عالی امنیت ملی در خصوص حصر با لحاظ جمیع جهات از جمله مصالح کشور و منافع ملی و نیز مصلحت اقایان در حصر این مصوبه را در سال 89 گذرانده است. حال که عده ای این سوژه را بهانه ای برای بهره برداری سیاسی، جناحی و انتخاباتی قرار داده انده به انها می گوییم دست از فرافکنی بردارید و از رئیس جمهور که رئیس شورای امنیت ملی است بخواهید در این باره تصمیم بگیرد و یا به دستگاه قضایی موضوع را برای رسیدگی ارجاع دهد و روال قانونی را طی کند. در اینکه نتیجه محاکمه چه می شود بنده فرضیه خاصی در نظر ندارم ولی حدسم این است که اگر محکمه برپا شود نتیجه به کام درخواست کنندگان و مطالبه گران تلخ خواهد شد.
 
*بعد از 4 سال سکوت خبری از سوی احمدی نژاد و نزدیکان ایشان در انتخابات سال 96 باز هم شاهد درگیری های لفظی وی با سران قوای جمهوری اسلامی و تلاش وی برای بازگشت به قدرت سیاسی بودیم. این اواخر بازداشت هایی از نزدیکان وی مانند بازداشت حمید بقایی و عبدالرضا داوری نیز خبر ساز شده است. به نظر شما دلایل این بازداشت ها و مقابله با طیف احمدی نژادیسم از سوی قوه قضاییه چیست؟
 
در این ماجرا هم فصل الخطاب بایستی قانون و اجرای درست آن باشد. به دور از تمایلات و گرایش های سیاسی و تعصبات باندی و جناحی همه باید نسبت به قانون خاضع باشیم و البته لازم است مسئولان قضایی افکار عمومی را از دلایل تصمیمات و اقدامات خود بویژه در مورادی که حساسیت برانگیز است، آگاه سازند تا شائبه سیاسی کاری به اذهان خطور نکند. توده مردم علیرغم حب و بغض هایی که ممکن است نسبت به افراد و جریانات سیاسی داشته باشند از اقتدار دستگاه قضایی و اجرای عدالت بدون ملاحظه و اغماض حمایت می کنند. بر همین مبنا انتظار دارند به اختلاس ها و سواستفاده های برخی مدیران و یا نزدیکان آنها در دولت فعلی هم با قاطعیت رسیدگی شود تا کسی به خود جرات ندهد که به بیت المال دست درازی کند.
 
*احمدی نژاد خود را نماینده گفتمانی به نام عدالت می داند، عدالتی که به نظر آنها برای تحققش باید به ریشه های انقلاب بازگشت. نظر شما در مورد این گفتمان و ادعای آنها چیست؟ آیا مسیر کنونی سیاست و اقتصاد کشور ما به سمت تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی است؟
 
عدالت همواره آرمان بزرگ بشری بوده و حقیقت گمشده ای است که انسان ها اگر در زندگی خود هم نمی یابند با رویای تحقق آن به اینده امیدوار هستند. هیچ سیاستمدار و مصلحی نمی تواند خود را مخالف اجرای عدالت معرفی کند. مهم میزان پایبندی به این ارمغان الهی است. قطعا با همت والای امام و رهبر فرزانه انقلاب گام های بلندی در مسیر عدالت برداشته شده است. و اگر کاستی هایی وجود داشته و دارد ناشی از ضعف اراده و اقدام مدیران بوده است. در اندیشه امام، سیاست های کلی ابلاغی از جانب رهبری ، قانون اساسی و اسناد بالا دستی اشکال و ایرادی وجود ندارد اما در دولت ها بدلائل گوناگون کاستی هایی وجود داشته است. باز به نظر می رسد که مدیران انقلابی و ساده زیست و پر تلاش دولت نهم و دهم در گسترش عدالت و ارائه خدمات به مردم با سفرهای استانی و پیگیری مجاهدانه موفق تر بوده اند و هر مقدار دولتمردان تحت تاثیر نظام سرمایه داری باشند حمایت انها از محرومان و نگاه عادلانه کم رنگ تر خواهد شد و روز به روز فاصله طبقاتی بیشتر خواهد شد.
 
*برای دولت دوزادهم و خصوصا در پست وزارت ارشاد چه پیشنهاداتی دارید؟ آیا تغییراتی در این وزارت خانه نسبت به دولت دهم از نظر شما اتفاق افتاده است که نیاز به نقد داشته باشد؟
 
تنها توقع بحق از دولت دوازدهم عمل به وعده هایی است که در زمان انتخابات مطرح کرده است و در راس انها تلاش و جدیت برای ایجاد فرصت های شغلی، رونق اقتصادی کشور و پیشگیری و یا حداقل برخورد با بی انضباطی های مالی و مفاسد اقتصادی است. در حوزه سیاست خارجی نیز انتظار داریم که تجربه دولت یازدهم نصب العین قرار گیرد و خوش بینی مفرط به غرب کنار گذارده شود تا احقاق حقوق ملت ایران به نحو مطلوبی صورت گیرد نه اینکه اعطای یک طرفه امتیازات ازجانب ماانجام شود اما غربی ها به تعهدات پایبند نباشند.
 
در خصوص وزارت ارشاد هم نقدهای جدی وجود دارد که به تعبیر رهبری هم شاهد ضعف در فعالیت های آفندی و ایجابی فرهنگی و هم ضعف در اقدامات پدافندی و نظارتی فرهنگی هستیم به گونه ای که در ماه رمضان امسال و در دیدار با دانشجویان،رهبری از اختلال و نیز تعطیلی دستگاه های فرهنگی سخن گفته و فرمان "اتش به اختیار" در فعالیت های فرهنگی را صادر کردند. مسلما وزارت فرهنگ نیازمند یک تحول اساسی است تا بتواند پاسخگوی خواسته های معقول ارباب فکر و فرهنگ و هنر و انتظارات مردم باشد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
چندرسانه‌ای
وبگردی
ببینید
بشنوید
پیشنهاد ویژه
آخرین اخبار