کد خبر: ۴۲۱۰۵۵
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۴:۵۸
محل کار عبدالله در یک کارگاه خرید و فروشِ مصالح ساختمانی در شهریار شناسایی شد اما مأموران با مراجعه به آنجا اطلاع پیدا کردند مرد افغان همزمان با قتل اسماعیل، از کشور خارج شده و به افغانستان فرار کرده است.
مرد طلبکار که به خاطر یک و نیم میلیون تومان، دوست خود را در بیابان‌های اطراف جاده قم، به قتل رساند و ازکشورگریخته بود، یک سال پس ازبازگشت به کشوربه دام افتاد. 22 شهریورسال گذشته راننده یک تریلرناگهان با جسد مرد میانسالی درکنارجاده روبه‌رو شد و بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفت.مأموران کلانتری ۱۷۶ حسن آباد پس از حضور در آنجا و بررسی‌های مقدماتی پی بردند مرد میانسال بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است. به گزارش نامه نیوز به نقل از ایران چند روزبعد هم خانواده اسماعیل که تبعه افغانستان بود او را شناسایی کردند و گفتند او از چند روز پیش ناپدید شده بود.کارآگاهان در تحقیق از خانواده مقتول، دریافتند که او در زمینه پیمانکاری ساختمان فعالیت داشته و از چندی پیش به واسطه اعتیاد شدید به موادمخدر دچار مشکلات شدید مالی شده بود. به همین خاطر چند طلبکار بار‌ها برای وصول طلب‌شان به در خانه‌اش مراجعه کرده و حتی با وی مشاجره لفظی داشته‌اند. در همین حال مشخص شد این مرد آخرین بار با یکی از طلبکارانش به‌نام عبدالله- 36 ساله-که تبعه افغانستان هم بود دیده شده است. بنابراین محل کار عبدالله در یک کارگاه خرید و فروشِ مصالح ساختمانی در شهریار شناسایی شد اما مأموران با مراجعه به آنجا اطلاع پیدا کردند مرد افغان همزمان با قتل اسماعیل، از کشور خارج شده و به افغانستان فرار کرده است.


بازگشت قاتل
اوایــــــــــــــل مـــــــــــــرداد ۹۶، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی اطلاع پیدا کردند عبدالله با گذشت نزدیک به یک ســـــــــــــــــال به‌صورت غیرقانونی دوباره وارد ایران شده و در شهریار دیده شده است. بنابراین کارآگاهان وارد عمل شده و او را درعملیاتی ضربتی دستگیر کردند که او در همان تحقیقات مقدماتی به جنایت اعتراف کرد.وی گفت: یک میلیون و 500 هزار تومان ازدوستم اسماعیل طلب داشتم تا اینکه از طریق تماس تلفنی یکی از فامیل‌ها متوجه شدم او مبلغ قابل توجهی از صاحبکارش گرفته است؛ بلافاصله به سراغش رفتم تا طلبم را بگیرم اما او مدعی شد پولی ندارد.زمانی که اسماعیل اصرار مرا برای وصول طلبم دید به من گفت: اگر پول می‌خواهی باید به حسن آباد برویم تا از کسی پول بگیرم؛ قبول کردم به همراهش به حسن آباد برویم، اما زمانی که به حسن آباد رسیدیم، ناگهان ادعا کرد به من بدهکار نیست؟!؛ من که عصبانی شده بودم با اسماعیل به صورت لفظی درگیر شدم که او ناگهان با چاقوی ضامن دار به سر و کتف من ضربه‌ای زد؛ من هم از زیر صندلی ماشینم یک چاقو بیرون کشیدم و چند ضربه به او زدم و از آنجا فرارکردم و خودم را به افغانستان رساندم. اما فکر می‌کردم آب‌ها ازآسیاب افتاده وخطری تهدیدم نمی‌کند که دستگیرشدم.

 


برچسب ها: قاتل ، جنایت ، جرم
نام:
ایمیل:
* نظر:
چندرسانه‌ای
وبگردی

تور لحظه آخری

ببینید
بشنوید
پیشنهاد ویژه
آخرین اخبار